80 کارگر در محیطی پر از آرامش مشغول به تولید کیف هایی با دوخت تروتمیز هستند، کارگاهی که قوانین جالبی برای استخدام کارگر دارد.
 در بازار سراجها برادران سلیمی را به انصاف و مردمداری میشناسند.آنهایی که مویشان را در این صنف و راسته سفید کردهاند دستهای کارکرده این برادرها را گواه میگیرند و میگویند سلیمیها هوای کارگرهایشان رادارند. اما این تنها ویژگی کارگاه متفاوت این دو برادر نیست.
به گزارش فارس، صدای بیوقفه چرخهای کیف دوزی و بوی تند چسبهای صنعتی ما را به کارگاه تولیدی برادران سلیمی راهنمایی میکند. اینجا مثل بیشتر تولیدیها خبری از تغییر کاربری و راهپلههای چرکمرد و دیوارهای طـــبـــلـــه کـــرده و ســـقـــفهـــای شکم جلو داده نیست. هر سهطبقه این ساختمان طوری تعبیهشدهاند که ۸۰ کارگر در آرامش کیفهایی با دوختهای تروتمیز تحویل بازار آشفته سراجها بدهند. در ورودی طبقه دوم کارگری کتری به دست برای همکارهایش چای میریزد. سراغ دفتر سلیمیها  را میگیرم. فنجانی که بخار چای رویش لم برمیخورد را به طرفم میگیرد و با نگاهش بفرما میزند. تازه میفهمیم قدرت تکلم ندارد. بااینحال راهپلهها را میگیرد و بالا میرود و از ما میخواهد به دنبالش روانه شویم. محمد سلیمی باروی باز منتظر ماست. در دفتر جمعوجور پر از مراجعهکنندهاش صدا به صدا نمیرسد. برای همین خیلی زود به سالن فراخ نمایشگاه کیف در طبقه دوم تولیدی میرویم. جایی که سلیمی نامش را سالن«ما میتوانیم» گذاشته است.
با کارگری شروع کردیم
وقتی از نخستین روزهای پا گرفتن کارگاه مشهور بازار سراجها میپرسیم، سلیمی بیتعارف و بدون خجالت ما را بهروزهایی میبرد که کارگر ساده تولیدی کیف دوزی بود. خودش میگوید وقت استخدام کارگرها اولین کاری که میکند این است که گذشتهاش را برای آنها روی دایره میریزد: «ما ۴ برادر بودیم که بدون کارگر این کارگاه را راهاندازی کردیم. اوایل دهه ۷۰ بود. آن زمان برای اینکه سری در سرها دربیاوری باید مراتبی را از سر میگذراندی. مدتها کارگری کردیم و با زیروبم فن و هنر کیف دوزی آشنا شدیم و بعد کار بهجایی رسید که توانستیم تعدادی کارگر بگیریم و کارگاه مان را توسعه دهیم.»
اولویت با اقشار آسیبدیده است
استخدام شدن در تولیدی  براداران سلیمی قاعده و قانون خودش را دارد. سلیمی میگوید طبق این قاعده هیچ کارفرمایی نمیتواند به کارگرش نگاه از بالا به پایین داشته باشد: «باور ما این است که کارگر با خودش روزی به کارگاه میآورد؛ یعنی پناهبرخدا ما هیچوقت این نگاه را نداریم که سرمایه ما مخارج این عزیزان را تأمین میکند. بلکه به این نتیجه رسیدهایم که هر کس سر این سفره نشسته از قبل روزیاش را با خود آورده است.» در کارگاه تولیدی سلیمیها اولویت استخدام با زنان سرپرست خانوار، معتادان رهاشده از اعتیاد و افرادی است که میخواهند از صفر فعالیتشان را شروع کنند. سلیمی میگوید اگر جامعه بیتوجه به دولت و وظایف آن بهطور خودجوش پیگیر وضعیت این اقشار آسیبدیده باشند جامعهای بهمراتب سالمتر خواهیم داشت: «شعار ما این است که در کسبوکارمان نسبت به این زنان سرپرست خانوار، معتادان رهاشده از دام اعتیاد و حتی معلولان بیتفاوت نباشیم و تا جایی که امکان دارد کمکحالشان شویم.بی تفاوتی هم خوانی با فرهنگ ایرانی و اسلامی ندارد و تا جایی که امکان دارد باید از این رفتار غربی فاصله بگیریم .»
بیتفاوتی ما به آسیبها دامن میزند
علی سلیمی در همه این سالها پا بهپای برادران دیگرش در استخدام کارگرانی که سخت به کار گرفته میشدهاند ثابتقدم بوده است. برای این کارش دلیل روشنی دارد. سلیمی میگوید بیتفاوتی جامعه و اطراف ما را آسیبپذیرتر میکند: «کارگری داشتیم که از شدت فقر و بیکاری به اعتیاد رو آورده بود. بعد از مدتها باهمتی مثالزدنی توانسته بود برای همیشه مصرف مواد مخدر را کنار بگذارد. انگیزه زندگی و کسب درآمد داشت اما طبق گفته خودش بیشتر از یک سال بیکار مانده بود. چراکه با شرایطی که داشت دیگران به او اعتماد نمیکردند. حرف ما این است به کار نگرفتن این افراد چرخه آسیبپذیریشان را تکرار میکند و باعث میشود اطراف ما ناامنتر از قبل شود. کسی که درآمد داشته باشد به فکر سرقت نمیافتد. اگر هوای کسانی که یکبار در زندگیشان اشتباه کردند را نداشته باشیم این اشتباهها دوباره تکرار میشوند و بهجز آن افراد دامن ما را هم میگیرند. اینیک اصل است و بیتوجهی به آن پیامدهای خوبی ندارد.»
حمایت باشد نیازی به واردات نداریم
نای گله گذاری پیش برادران سلیمی رنگی ندارد. آنها در طول ۴ دهه فعالیت تولیدیشان نوسانات زیادی در بازار سراجها دیدهاند اما همیشه خدا با توکل کارشان را پیش بردهاند. محمد سلیمی میگوید سالهاست از کشور چین نوعی یراق وارد بازار سراجها میشود و قیمت آن در تمام این سالها تکان نخورده است: «هر وقت از ثابت بودن قیمت این محصولات وارداتی باخبر میشوم تأسف میخورم. چراکه اگر دولتمردان ما هم نظارت دقیق و درستی در بازار داشتند ما هم میتوانستیم به این قیمتهای ثابت برسیم. ما حاضریم تورم از این هم بیشتر شود اما میزان درآمد کارگر با آن نسبتی منطقی داشته باشد؛ اما متأسفانه ما حالا با سهلانگاریهای صورت گرفته کارگر را تبدیل به  نگران ترین قشر جامعه کردهایم. میزان درآمد این قشر با توجه به تورم موجود بههیچعنوان منطقی نیست. با همه این حرفها همین کارگرها با کوچکترین حمایت بهترین تولید را خواهند داشت چراکه حالا به فن و مهارتهای زیادی دست پیداکردهایم اما متأسفانه به دلیل سوء مدیریت مواد اولیه مرغوب نداریم و همین وابستگی ما را به کشورهای دیگر تشدید میکند. قاطعانه عرض میکنم اگر دولت مبارزه با فساد مالی را ادامه دهد و از قشر کارگر حمایت کند با کارگران ماهر و باانگیزهای که داریم دیگر نیازی به واردات نخواهیم داشت.»
در این کارگاه شاگردها استاد میشوند
محمد کاهه سالهاست در خیابان اقبال بین کاسبها بروبیا دارد. معتمدشان است و حرفش را زمین نمیاندازند. کاهه بارها افراد بدون مهارتی که جویای کار بودند را به کارگاه سلیمیها فرستاده است: «برادران سلیمی ویژگیهای دوستداشتنی زیادی دارند، اما اینکه در مورد گذشته مراجعهکنندگانشان تجسس بیجا نمیکنند بیش از همه توجه من را جلب کرده است. بارها افرادی به ما مراجعه کردهاند و خواستهاند آنها را به کارفرمایی معرفی کنیم. بعد از چند روز دوباره از ما سراغ گرفتهاند و برایمان تعریف کردهاند که از آنها چک و سفته و ضامن خواستهشده است.» کاهه میگوید این رفتار سلیمیها باید برای همه ما سرمشق شود: «بارها افرادی که اعتیادشان را ترک کردهاند در این کارگاه استخدامشدهاند. مدیران کارگاه سلیمی میگویند نباید گذشته آدمها را شخم بزنیم و نکات منفی ْآن را پیدا کنیم. آنها با توکل بر خدا این افراد تنها و بیل پناه را سر سفره خودشان مینشانند و به همین خاطر خداوند هم بهروزی و کسبوکار آنها رونق و برکت داده است. خیلی از این شاگردها بعد از چند سال کارکرده در این کارگاه استاد میشوند و کارگاه مستقلی به راه میاندازند. ما از نزدیک شاهد هستیم که این برادران پشتوانه کارگرانشان هستند و برای مستقل شدن به آنها پروبال میدهند.»

درباره Bahar Ebrahimi